روش شناسی اسلامی و معنی جهان بینی توحیدی

روش شناسی اسلامی و معنی جهان بینی توحیدی

باتوجه به اختلافات معرفتی اسلام و غرب، علم اسلامی هم، با علم در اندیشة غربی فرق داره. در اسلام، جهان بینی اسلامی، اصلی تغییرناپذیر واسه ورود به حوزة علم و روش شناسی علمیه. «حالا معنی جهان بینی واسه توضیح روش شناسی علوم اجتماعی اسلامی به کار گیری میشن. معرفت شناسی وحدانی[1] به معرفت شناسی توحیدی برگردانده می شه. این معرفت شناسی، یه تمام واحد، غیر قابل کاهش و معرفتی مطلق از علم رو شامل می شه. ما این معرفت رو به خاطر کمال مطلوب منحصر به فردش و پس، طبیعت غیر قابل تغییرش، ذخیرة علم[2] (العلم) می گیم» (چودهاری، 1998، ص 27). ذخیرة علم یا «علم» هم، از اندیشظ غربی فرق داره. در اسلام ذخیرة علم فقط در معنی متافیزیکی اون تعبیر می‌شه. با تلاش زیاد می‌توانیم به کمی از علم ناتموم الهی برسیم.

چودهاری(1998، ص 27) واسه رسیدن بهتر به معنی مورد نظرش، به تعبیری از سید امیر علی (1946) دربارة زبون قرآن اشاره میکنه: «در زبون قرآن ، معرفت شناسی(اسلامی) با وجود قرآن برابر دونسته شده و به عنوان لوح محفوظ، ام الکتاب شناخته شده؛ هر دو سرچشمة اصلی از علم درست رو معنا میدن که وجود خدا به عنوان یه واحد، حقیقت و وجود حقیقی از قانون الهیه». چودهاری (1998،ص 27) با دلیل به این مطلب می نویسه: « پس، تو یه اینجور برداشتی ، ذخیرة علم اصلی به معنی خدای واحده که به لوح محفوظ، حقیقت[3]، قانون الهی و ذخیرة علم هم معنی می شه. ما این اصل رو با K مشخص می کنیم» چودهاری واسه ورود به روش شناسی، از چند واژة قراردادی به کار گیری می کنه؛ مثلا اینجا، لوح محفوظ یا ذخیرة علم الهی رو که تغییرناپذیره، علم می نامد و با K و نظریه در جهان بینی اسلامی رو که زیرمجموعة این علم بی پایانه،با k نشون میده.

اینطوری، قرآن و سنت مبنای روش شناسی علمی در جهان بینی اسلامیه. با حرکت از سطح جهان بینی، معرفت شناسی توحیدی، در زمانا و مکانای جورواجور، مبنای هر نوع نظریه پردازی قرار میگیره. پروسه تولید علم (نظریه پردازی) در اسلام یا k (نظریة متناسب با زمان) ، بر وجود  K (لوح محفوظ) مبتنیه؛ پس، تولید علم در اسلام، بر راهی واحد مبتنیه که این وحدانیت، به پیشرفت و توسعة اون ضربه ای نمی زنه. در اینجور طرحی، لوح محفوظ و سنت پیامبر، وجود علم و تولید اون رو در طول تاریخ طراحی و ارائه می کنن.

اون طور که مطرح شد، در دیدگاه پارادایمی کوهنی، یکی از ویژگیای پارادایم جدید، رد پارادایم یا پارادیمای گذشته س؛ اما در جهان بینی اسلامی، یکی از کلی ترین ویژگیای اثبات علم یا علم (علم یا علم اسلامی ) حرکت در راه علم الهی (K) است؛ یعنی علم اسلامی بر مبانی ازلی خود تکیه می کنه و داراییای گذشته خود رو محترم می شمارد. هم اینکه در منطق خطاپذیری پوپری، علم جدید باید، خطای گذشته رو نشون بده و راه تکامل در نشون دادن خطای فرضیات و گزارهای علمی گذشته س؛ ولی در جهان بینی اسلامی، یکی از راه های اثبات علم، حرکت در راه توحیده که بر معرفت شناسی وحدانی اسلام مبتنیه. اینطوری، در اسلام، دوگانه انگاری معنیش رو از دست میده و وجود همة پدیده ها، در جهت یه جور حرکت توحیدی تعریف می شه.

اینطوری، لوح محفوظ(K) تعیین کنندة حرکت و راه تولیدات علمی، مثل نظریه(k)  است. این تولیدات جدید، از اصل موضوعة خود جدایی ناپذیره و در معرفت شناسی توحیدی ، واقع گرایی علمی به معنی تعریف، بررسی و به کار گیری وسایل علمی در جهت همون تعریف هاییه که لوح محفوظ مطرح می کنه؛ به خاطر این، عینیت نشانة خداس و در جهت معرفت شناسی توحیدی تعریف و بررسی می شه.« در قرآن، هر پدیده ای نشانة خداه. رابطة لوح محفوظ و علم، ما رو به طرف واقع سازی نشونه ها هدایت می کنه که ترکیبی از قوانین الهیه که سنت خدا نامیده می شه» (همون). طبق فلسفة تکامل پذیری که در قرآن آمده، نظریه (k) باید در جهت تکامل تعریف و پردازش شه. اینطوری تولید علم در جهان بینی اسلامی، روش هایی تکاملی داره که در جهت واقعیت پذیری اصول موضوعة موجود در لوح محفوظه و معرفت شناسی اسلامی، با پشتوانة معرفتی توحیدی خود، به مسائل روز هم توجه می کنه(چودهاری، 1993؛ چودهاری، 1994، چودهاری، 1995) (به نقل از همون ، ص 19)

اسلام می تونه واسه تکامل بشری، در هر زمان و مکانی، علم ویژه ای داشته باشه. آفرینش یا بازسازی نظم، در قرآن، با خلق جدید معرفی می شه. با اینجور معرفت شناسی کاملی، دلیل و معلول، جهانای جدید رو به مثابة «چندتاییای» علم و شکلای شناخت علم استنتاجی به وجود میارن. همه این شکلا تحت اثر اصل ابتدایی و اصل موضوعة بر اساس جهان بینی(K) است (چودهاری، 1993، 1994، 1995 الف)؛ اینطوری، موقعیت زمانی و مکانی تحت اثر دلیل تنها ای به نام لوح محفوظ (K) است که علم اسلامی (k)، در روش شناسی خود، باید به اون توجه کنه، این نگاه کامل و وحدانی اسلام به علم و سیر تکامل اینه که بر خلاف اندیشة دوگانه انگار غربیه و این روزا، چالشی جدی واسه اندیشة غربی شده. «نتیجة پایانی اینکه این پروسه تنها محور، در جهان بینی علمی- اجتماعی اسلام، هستی شناسی دو گانه انگارانه[4] و فراوونی گرایی مفهومی در فلسفة کانت و هیوم رو ویرون می کنه» (چودهاری، 1993 الف). معرفت شناسی توحیدی ویژگی و ماهیتی داخلی داره. این ویژگی نشون دهندة یه جور حرکت پدیده ها، بر مدار لوح محفوظه. بر این پایه، نه فقط پدیده های زمانی و مکانی، بلکه از پایهً، تاریخ از فرآیندی پیوسته و مشخص پیروی می کنه که «سنت الله» (سنت خدا) نامیده می شه. همة پدیده ها، فرآیندها و هرچه آدم به اون توجه می کنه ، در نظامی هماهنگ شده و بر مدار معرفت توحیدی حرکت می کنن.« وحدانیت از راه روابط داخلی علم استنتاجی انجام می شه؛ یعنی ابزاری که به عنوان اصل متکامل جهانی عمل می کنه و قسمتی منطقی از این سیستمه» (چودهاری، 1993 ب)؛ پس، نظریه و عمل ، تو یه دستگاه منطقی از معرفت شناسی توحیدی تعریف می شه، طوریکه نظریها و وسایل موجود در این معرفت شناسی، بیرون از این نظام تعالی بخش نیس. «نظریه و عمل، نظم کائنات و مسائل بشری ، در تعریفی از دلیل و موندگاری در این جهان بینی فرآیندی از علم تکاملی تعریف می شه. این ویژگی وجود پروسه شوراییه» (چودهاری، 1993 ج).اینجور دیدی به علم، نه فقط واسه بشر خطرناک نیس، بلکه منشأ خیره. «این ویژگی جهان بینی اسلامی به این معناست که علم باید اخلاقی باشه، طوری که واسه بشر، در شرایط واقعی به درد بخور باشه. از دیدگاه جهان بینی اسلامی، از دست دادن اخلاقیات باعث شده که علم پوزیتیویستی محض، قادر به علمی آسون کردن گر واسه بهبودی شرایط بشری نباشه» (چودهاری، 1998، ص 29).

چودهاری به درستی فهمیده که بر اندیشة غربی و به ویژه اندیشة اثباتی پوپر، دیدی دوگانه انگارانه  حاکمه و اسلام معرفت و علم توحیدی رو ارائه می کنه که با اندیشة غربی اختلاف داره. پوپر ارزشا رو دو بخش می کنه: «ارزشایی که از زندگی به وجود اومده ان، اونم به وسیلة مسائل ناآگاهانه، و ارزشایی که ذهن آدم اونا رو طبق راه حلای قبلی و در تلاش واسه حل مسائل کم و بیش دونسته شده به وجود آورده» (پوپر، 1369، ص 238). طبق منطق دوگانه انگارانه پوپر تلاش می کنه ارزشای ناسوتی و لاهوتی رو از یکدیگر جدا کنه. چیزی که با اندیشة اسلامی اختلاف داره و از شروع تاریخ فلسفه اسلامی وجود داشته: «پیش فیلسوفان اسلامی، موجودات هستی، مثل سیاسی و غیر سیاسی، دایرمدار خدا هستن؛ اما در فلسفة یونانی، موجودات دایرمداررب النوع هستن» (یوسفی راد، 1387، ص 17). بر این پایه معرف غربی دوگانه انگارانهه و معرفت اسلامی توحیدی؛ به خاطر این، نظریه پردازی در بخش های جورواجور علوم اجتماعی، در جهان بینی اسلامی، به طرف وحدانیت در هستی، جهت دهی مفهومی و عملیاتی می شه.

براین پایه، در جهان بینی غیر الهی، برداشت انسانی از قواعدهستی و توضیح منطقی- عقلانی این قوانین، به شکل فلسفه (مثل فلسفة اثباتی، تفسیری یا انتقادی) ممکنه. درستی این برداشتا به طراحی راه علمی متکی بر فلسفه نیاز داره و وظیفة علم شناسایی، تعریف و حل مسائله که در دنیای اجتماعی اتفاق می افته. اینکه علم چقدر می تونه به مسائل و سؤالات پاسخای درست بده، نشانة اعتبار علم، پارادایم و فلسفهه؛ پس، اصالت پارادایم و فلسفه، در اندیشه غرب، به اصالت علم مربوطه؛ علمی که آدم اون رو می سازه و هدف اون ورود به واقعیت تجربی واسه کالبدشکافی دقیق اینه. در حالی که نظریهای اجتماعی در جهان بینی اسلامی رو به طرف جهان بینی دارن تا منابع فراروایی اونا رو تأیید کنن؛ پس نظریهای اجتماعی تلاش می کنن وقایع اجتماعی رو طبق علم موجود در سنت تغییر ناپذیر الهی بررسی و طبق اون راه حل ارائه کنن؛ به خاطر این، نظریه پردازی در حوزة جهان بینی اسلامی، باید به پیشرفت و گسترش مفاهیم بنیادی این جهان بینی توحیدی برسه و نه اینکه نظریها بخوان مفاهیم ازلی خود رو نقد یا در اونا بازنگری کنن؛ چون اینجا، اصالت علم به جهان بینیه و نه برعکس اون. جهان بینی الهی ماهیتاً اصالت داره و آدم باید طبق اون همه علم علمی خود رو طراحی نظری و عملیاتی کنه. هر گونه اشکال به برداشت آدم مربوطه؛ نه به جهان بینی الهی. در جهان بینی الهی، اصالت با وحیه که جنبه انسانی نداره تا به اشتباهات انسانی آغشته شه. چون آدم به دایرة علم وارد می شه (سطح فلسفه تا واقعیت)، اشتباه ممکنه و این اشکال به درک آدم مربوط می شه.

در این جهان بینی، نزول از لوح محفوظ، به سطح واقعیت اجتماعی و نظریه پردازی، اهمیت و ظرافت ویژه ای داره. ظرافت امر از آنجاست که در اسلام آدم موجودی مختاره و این اختیار، به معنی توانایی آدم در آفرینش سازه های اجتماعیه؛ با اینحال در این آفرینش نمیشه از هر بنیان ارزشی و به هر روشی این خلاقیت رو به فعل دربیاره. یعنی، رسم مسلمانی اینه که همین که خواستیم بر صراط مستقیم حرکت کنیم، این توانایی و خلاقیت در ساختن سازه های اجتماعی راه و محدودة خاص ارزشی و روشی رو دربرگیرد. این محدوده و راه در حوزة علم ازلی انجام میشه؛ چون منطق معرفت شناسی توحیدی، تکاملیه، آدم با واقعیتای اجتماعی جدیدی روبه رو می شه. نکتة اصلی واسه موفقیت در حل مسائل در تماس با واقعیتای جدید اینه که نظام در وضعیت اثبات قرار گرفته باشه؛ یعنی، فلسفه ای که جهان بینی در مرحلة اثبات تأیید کرده، از راه ورود قیاس عقلانی به واقعیت اجتماعی مسائل رو حل می کنه. براین پایه، یه جور حرکت تکاملی رو میشه دید. حال اگه مسئله، در مرحلة اول بمونه، نظام مورد نظر زمان بحران رو می گذرونه یا در حال برگشت به گذشته ای هستش که تحجر ویژگی اینه.

خلاقیت-خلاقانه
خلاقیت-خلاق

در اندیشه اسلامی، جهان بینی در معنی لوح محفوظ سنت الهی و علم ازلی به کار میره. این علم ناتموم تغییر نمی کنه و در جهت توسعة جوامع بشری، متناسب با زمانای جورواجور، نسخة لازم رو ارائه می کنه. اینطوری، لوح محفوظ و سنت الهی که به شکل جهان بینی، در زمانای جورواجور ظهور پیدا میکنه، ویژگیایی داره که کلی ترین اونا یعنی: وحدانیت و تغییرناپذیری سنت الهی. این جهان بینی بر علم بی آخر الهی مبتنی در سنت خدا پنهانو ارائه کنندة راهی تکاملیه. برخلاف منطق دوگانه انگارانة غرب، جهان بینی اسلامی می تونه در عین پاسخگویی به موقعیتای جورواجور زمانی و مکانی، از مبانی اصولی و توحیدی خود عدول نکنه. عدول از این مبانی به معنی حرکت در راه شیطانه. (ایمون،1387،ص40)

در آخر اینکه آدم روحی الهی داره که واسه بازبینی کارکرد خود باید، به منابع ازلی مراجعه کنه. آدم وجوامع انسانی، در راه علم موجود در لوح محفوظ حرکت می کنن و هر گونه حرکتی خلاف و بیرون از آن شیطانیه. در اندیشة اسلامی، برخلاف اندیشة غربی آدم خلیفة خداس و این ویژگی زمانی محقق می شه که آدم بر صراط مستقیم حرکت کنه. «در اندیشه اسلامی، آدم، مخلوق خدا و وابسته به اونه که به دلیل هویت ربطی، امکان انفکاک براش متصور نیس» (علم الهدی، 1387، ص 71).

  1. 1. unification epistemology

2.stock of knowledge

  1. 1. truth
  2. 1. dualistic ontoligy