خونواده و تاثیر اون در بهداشت و مشکل روانی

خونواده مهم ترین نهاد اجتماعیه که در رشد و تکامل شخصیت افراد اثر داره. اهمیت خونواده در اینه که کودک رو در شبکه ای از روابط عاطفی، اجتماعی، تاریخی و محیط زندگی خاص قرار میده و واسه کودک میراث فرهنگی به ارمغان میاره. کودک ویژگی و خصوصیاتی رو از والدین به ارث می بره و پدر و مادر با ایجاد فضایی مناسب زمینه رشد و بروز استعدادها و پیشرفت افراد رو جفت و جور می کنن. خونواده وظیفه داره که نیازای مادی و الهی کودک رو طوری جفت و جور کنه که بهداشت جسمی و روانی اون تضمین شه. تقلید کودک از پدر و مادر به اون اجازه میده که رفتارها و نگرشای مناسب با هویت جنسی و در نتیجه مناسب با انتظارهای محیطی رو که در اون رشد می کنه یاد بگیره. اولین هویت اجتماعی فرد هم در خونواده شکل میگیره (موقعیت اجتماعی والدین، موقعیت اجتماعی کودک در بیست سال اول زندگیه) (شاملو 1383،89).
خونواده

بعضی تحقیقات نشون دادن که بیشتر مشکلات روانی کودکان به دلیل گسستگی رابطه پدر با کودکه. بین پدر و کودک چیزی به نام دل بستگی هست که اندازه رابطه عاطفی بین اون دو رو مشخص می کنه اگه اندازه دل بستگی از حد معینی پایین تر باشه ترتیب گسسته شده و موجب خشونت و عصبیت و اضطراب کودک می شوددرکودکانی که به طور فیزیکی وعاطفی ازپدرجدا می شن،ناامیدی ودرنهایت،یه نوع بریدگی روانی اتفاق میفته. اونا پردازش اطلاعات ذهنی ندارندوبه طور کلی درحالتی ازسوگ وافسردگی هستن(ساندرا و پروسا  2009، ،122)

پس خونواده با الگو قرار گرفتن، به کودک یاد میده که چیجوری باید رفتار کنه و چیجوری با جامعه موافق شه. اما به نظر می رسه این مراحل در مراحل جور واجور رشد فرق داره. به طور مثال بلوغ، که زمان بحران رشد و نموه از نظر فیزیولوژیکی و روانی تحولات بسیار عمیقی در فرد بوجود میاره و باعث می شه نظم جسمی و روانی نوجوون به هم بخوره. نوجوون در این دوره از نظر جسمی، در حال رشد، از نظر عاطفی، نارس، از دید تجربه، محدود و از نظر فرهنگ اجتماعی بسیار شکننده و تحت تأثیره. آشوب داخلی، واکنشای انطباقی، غریبگی، بحرانای هویت، اضطراب، افسردگی، ترسای اجتماعی، دوری از رفتن به مدرسه به ویژه در زمان دبیرستان، در بیشتر مواقع همراه با مشکلات روانی و شخصیتی به صورتای جور واجور در این دوره شایع می شن.
خونواده

نبود آگاهی و بی توجهی والدین به تغییرات روانی در این دوره ممکنه باعث بروز اختلافات خانوادگی و اجتماعی و منشأ خیلی از انحرافات اخلاقی در نوجوانان شه. پس با شناخت و توجه به تغییرات جسمی و عاطفی و نیازای نوجوون میشه اون رو در حل مشکلات کمک کرد (فرقانی رییسی  1389،89).

یافته های بعضی پژوهشا نشون داده که نوجوانانی که با پدر خود روابط حسنه ای دارن در پیشرفت تحصیلی، موافقت با مدرسه و معلمان و داشتن هویت و خودمون پنداری محکم و کامل بهتر از نوجوانانی هستن که با پدر خود روابط صمیمی ندارن (نلسون  2007،152). واسه تضمین بهداشت روانی، کسب هویت و استقلال ،وجود روابط دائمی و صمیمی نوجوانان با والدین لازمه (راستی  1384،180).