تعریف شخصیت از دیدگاه روان شناختی

شخصیت از واژهی لاتین پرسونا گرفته شده که به نقابی اشاره داره که هنرپیشهها در نمایش به شکل خود می زنن. شخصیت رو میشه به شکل مجموعه های با دووم و بینظیر ویژگیهایی تعریف کرد که ممکنه در موقعیتهای جور واجور عوض شه. شلدون در تعریف خود اینجور عنوان میکنه: “شخصیت سازمانیافتگی پویشی جنبههای عقلی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیکی فرد رو گویند” (چاین  2006،130) هیلگارد در تعریف خود از تمام شخصیت فاصله گرفته و یه جور برگشت به قدرت ذهنی رو در تعریف خود نشون داده و اون رو اینجور تعریف میکنه: تعریف کتل  از شخصیت اون چیزیه که پیشبینی چیزی که رو که یه شخص در موقعیتی مشخص انجام داد، امکانپذیر میسازد. اون به فکر بود که شخصیت از صفات یا عواملی تشکیل شده که میشه اونا رو به وسیلهی روش بررسی دلیلی  به دست بیاره (هارید  2007 ، 41)
شخصیت