پژوهشایی در بخش ذهن آگاهی و صبر

– ذهن­آگاهی

   بیشتر تحقیق­هایی که در مورد­ی ذهن­آگاهی انجام شده در مورد اثر درمان­های بر اساس ذهن­آگاهی بوده. محققان بسیاری به بررسی اثر این نوع درمانها بر شکل های جور واجور مشکلات روانی پرداخته­ان. مثلا گریسون، برینارد و روزنویگ (2001) در پژوهشی که انجام داده­ان به این نتیجه رسیده­ان که با به کار گیری درمان شناختی بر اساس ذهن­آگاهی، استرس کاهش می­یابد؛ هم اینکه موفقیت­هایی در مورد درمان نشانگان جسمی و روانی افراد گرفتار به درد طولانی گزارش شده. در تحقیقی دیگه، محققان به این نتیجه رسیدن که کیفیت زندگی و کیفیت خواب در بیماران گرفتار به سرطان سینه و پروستات بعد از دریافت برنامه کاهش استرس بر اساس ذهن­آگاهی، افزایش و نشانگان استرس در این افراد کم شد (کارلسون و همکاران،2003؛ به نقل از کجباف، مولوی و عابدی،1386).

   در تحقیقی که به وسیله برنهوفر، کرین، هارگوس، آماراسینگ،وایندر و ویلیامز (2008) انجام شد، مشخص گردید که درمان شناختی بر اساس ذهن­آگاهی باعث کاهش نشونه­های مریضی در افراد دپرس می­شه. هم جهت با این تحقیق، آذرگون و همکاران (1386) طی تحقیق خود به این نتیجه رسیدن که درمان شناختی بر اساس ذهن­آگاهی باعث کاهش نشخوار فکری و به دنبال اون کاهش افسردگی در گروهی از دانشجویان می­شه. هم اینکه کاویانی، حاتمی و جواهری(1387) به این نتیجه رسیدن که شناخت­درمانی بر اساس ذهن­آگاهی، افسردگی، افکار خودآیند منفی و نگاه به درد نخور رو در دانشجویان کاهش می­بده.

   گادفرین و ون­هرینگتن(2009) به این نتیجه رسیدن که شناخت­درمانی بر اساس ذهن­آگاهی، باعث کاهش اضطراب سلامت، افکار مربوط به مریضی و نشانگان بدنی در افراد گرفتار به خودبیمارانگاری و اضطراب سلامت شدید می­شه.

   بوراکیم و همکاران(2009) به این نتیجه رسیدن که شناخت­درمانی بر اساس ذهن­آگاهی همراه با دارودرمانی بیشتر از دارودرمانی به تنهایی باعث کاهش نشانگان مریضی در افراد گرفتار به مشکل وحشتزدگی می­شه.

   در تحقیقی که به وسیله وونگ و همکاران(2011) انجام شد مشخص گردید که درمان شناختی بر اساس ذهن­آگاهی در درمان افراد گرفتار به اضطراب منتشر، اثر مثبت داره. هم اینکه در مطالعه­ای که به وسیله هایس،اورسیلو و روئمر(2011) انجام شده مشخص گردیده که فوت وفن­های ذهن­آگاهی بر افراد گرفتار به اضطراب منتشر، اثر مثبت داره.

   تا اینجا دیدیم که درمانهای بر اساس ذهن­آگاهی بر مشکلات روانی مثل اضطراب و افسردگی، تأثیری مثبت داره. تحقیقات بعدی نشون داده که تفاوتهای فردی تو ذهن­آگاهی در غیرمراقبه­کننده­ها هم در سطوح ضعیف­تر هست (بائر و همکاران،2003؛ به نقل از هالیس واکر و کولوسیمو،2009). این ادبیات در حال رشد نشون می­بده که ذهن­آگاهی یه کیفیت ذاتیه که کارکرد انطباقی آدم رو بهبود می­بخشه (هالیس واکر و کولوسیمو،2009).

   با در نظر گرفتن این موضوع، بائر، اسمیت، هاپکینز، کریت­میر و تونی (2006) با به کار گیری چند پرسشنامه­ی موجود ذهن­آگاهی به اجرای بررسی دلیلی پرداختن و پنج مؤلفه ذهن­آگاهی رو مشخص کردن.

   بر این پایه چندین مطالعه روی ذهن­آگاهی صورت گرفته. در مطالعه­ای که به وسیله هالیس واکر و کولوسیمو (2009) انجام شد، مشخص گردید که سطوح بالاتر ذهن­آگاهی، رابطه مثبتی با خوش حالی داره. وین­اشتاین، براون و پیان (2008) به بررسی رابطه بین ذهن­آگاهی و سبک­های مقابله پرداختن و به این نتیجه رسیدن که افراد ذهن­آگاه، به شکل مطلوبتری با موقعیت­های استرس­زا برخورد کرده و از سبک­های مقابله­ای انطباقی­تری به کار گیری می­کنن و این موضوع باعث بهزیستی هیجانی بالاتر در اونا می­شه.

   در مطالعه ای که به وسیله ووجانوویک، یانگورث، جانسون و زولنسکی (2008) انجام شد تاثیر عامل های ذهن آگاهی روی PTSD بررسی شد. یافته های تحقیق نشون داد که زیرمقیاس غیرقضاوتی بودن به شکل معناداری با نشانگان PTSD در رابطه بود. زیرمقیاس عمل توأم با آگاهی، فقط با نشانگان تجربه دوباره مربوط به استرس در رابطه بود و بقیه عامل ها رابطه معناداری با PTSD نداشتن.

   در تحقیقی که به وسیله امانوئل،آپدگراف، کالمبچ و کیسلا (2010)انجام شدبه بررسی نقش عامل های ذهن آگاهی در پیش بینی عاطفی پرداخته شد. یافته های نشون دادن که عامل مشاهده تو ذهن آگاهی با پیش بینی عاطفی، رابطه داره.

   در مطالعه ای که به وسیله رائس، دیوالف، هرینگن و ویلیامز (2009) انجام شد، مشخص گردید که ذهن آگاهی به شکلی منفی با عکس العمل پذیری شناختی که رابطه با معنی مثبتی با برگشت افسردگی داره، رابطه داره.

   در تحقیقی که به وسیله والش،بالینت، اسمولیرا و مادسن(2008)انجام شد، رابطه بین ذهن آگاهی و اضطراب صفت بررسی شد. یافته های نشون دادن که اضطراب صفت به شکل منفی با ذهن آگاهی در ارتباطه.

   براون و ریان (2003) در تحقیق خود گزارش کردن که سطوح بالای ذهن­آگاهی، پیش­بینی­کننده هیجانات مثبت در افراده. ایشون، کرسول، ایزنبرگر و لیبرمن (2010) در پژوهشی که روی 27 بزرگسال جوون انجام دادن به این نتیجه رسیدن که ذهن­آگاهی با نشونه­های افسردگی، رابطه منفی داره. راسماسن و پایجون (2011) در پژوهشی که روی 205 علم­آموز انجام دادن این نتیجه رو دشت کردن که ذهن­آگاهی بصورت معناداری، سطوح بالای عزت نفس و سطوح پایین اضطراب اجتماعی رو پیش­بینی می­کنه. در پژوهشی که به وسیله بلاچر، کرافورد، کارمودی، روزنتهال و اوکن (2011) انجام شد مشخص گردید سطوح بالای ذهن­آگاهی در آدمایی با سطح پایین اضطراب و بدون سابقه افسردگی بیشتر از مریضایی با سطوح بالای اضطراب و افسردگیه. برنهوفر، دوگان و گریفیث (2011) در پژوهشی که روی 144 نفر انجام دادن به این نتیجه رسیدن که ذهن­آگاهی به شکل منفی با افسردگی در ارتباطه.

– صبر

   به دلیل نو بودن بخش­ی صبر، تحقیق­های انجام شده در این مورد کمه. نوری (1387) پژوهشی در مورد­ی بررسی پایه­های روانشناختی و نشانگان صبر در قرآن انجام داد و در این تحقیق، به این مسأله پرداخته که در افراد خودمون­دار چه سازه­های روانشناختی هست که اونا رو قادر می­سازه در موقعیت­های سخت، خودمهارگری نشون بدن.

   حسین­ثابت (1387) در پژوهشی که با عنوان تاثیر آموزش صبر بر اضطراب، افسردگی و خوش حالی انجام داد، با این نتیجه رسید که آموزش صبر باعث کاهش اضطراب و افسردگی و افزایش خوش حالی می­شه.

   در مطالعه­ای که به وسیله خرمایی (1388) انجام شد پنج مؤلفه واسه صبر مشخص گردید و پرسشنامه­ای هم واسه امتحان مؤلفه­های صبر طراحی گردید.

   در پژوهشی که به وسیله خرمایی و بانشی (1389) انجام شد، رابطه­ی میان صبر و سلامت عمومی بررسی شد و این یافته ها به دست اومد: بین شکایت جسمی و مؤلفه­ی عالی شدن، رابطه­ی منفی و با معنی هست. هم اینکه بین مؤلفه­های شکایت جسمی، اضطراب و افسردگی با مؤلفه­ی صبر، رابطه­ی منفی مشاهده شد.

   در پژوهشی که به وسیله خرمایی و محمودی (1389) با عنوان بررسی رابطه بین سبک­های شناختی تفکر و مؤلفه­های صبر انجام شد، این یافته ها به دست اومد: بین مؤلفه­ی درنگ و مؤلفه­ی قانونگزار و هم اینکه مؤلفه­ی رضایت و مؤلفه­ی قانونگزار، اتحاد مثبت و با معنی هست. هم اینکه اتحاد میان دو مؤلفه­ی کل­نگر و جزءنگر با مؤلفه­ی صبر، مثبت و با معنی بود. بین مؤلفه­های عالی شدن و درونگرا و کل­نگر هم اتحاد مثبت و با معنی وجود داشت.



– Greeson, Brainard and Rosenzweig

– Barnhofer, Crane, Hargus, Amarasinghe, Winder and Williams

Godfrin and Van Heerington

– Borah Kim

– Wong

– Haye, Orsillo and Roemer

– Hallis-Walker and Colosimo

– Baer, Smith, Hopkins, Krietemeyer and Toney

– Weinstein, Brown and Pyan

– Vujanovic, Youngwirth, Johnson and Zvolensky

– Emanuel, Updegraff, Kalmbach and Ciesla

– Raes, Dewulf, Heeringen and Williams

 Cognitive reactivity

– Walsh, Balint, Smolira and Madsen

 Trait anxiety

– Brown and Ryan

– Way, Creswell, Eisenberger and Lieberman

– Rasmussen and Pidgeon

– Blotcher, Crawford, Carmody, Rosenthal and Ockene

– Barnhofer, Duggan and Griffith