مؤلفه های کارکردهای اجرایی موثر در روند موفقیت

مؤلفه های کارکردهای اجرایی خیلی گسترده ان، پس تعریف دقیقی از تموم مؤلفه ها وجود نداره.اما بعضی از این تعاریف در زیر به اونا اشاره می شه و در آخر مؤلفه های مورد بررسی در این تحقیق به طور مفصل تری مورد بررسی قرار میگیره:
خودزادی: هدایت سوالای مربوط به اندیشه و قضاوت که مربوط به معنی و هدف زندگی و منابع نامحدود واقعیت(رابطه ذهن-جسم، روح ،نفس) است.
خود تعیین گری: برنامه ریزی درازمدت ، بینش نگرانه و تولید هدف. هدایت به کار گیری فرایندهای شناختی واسه ساختن تصاویری از آینده و برنامه ریزی واسه کارکرد در دوره های دراز مدت هدایت درخشش و واکنشا با بهبود یا تغییر در رفتار و تفکر واسه آینده.
خود تشخیصی : هدایت فرایندهای شناختی که باعث خودآگاهی، خود واکنشی و خود تحلیلی می شه.
خود تنظیمی: مجموعه ایی از فعالیتای کنترل شده که راهنما و هدایت کننده کارکرد طبق قلمروهای احساس، درک ، هیجان، شناخت و عمله.
خود فعال سازی(تحریک): شروع کردن و افزایش کارکردهای اجرایی اساسی مربوط به یه حالت آگاهی یافته از ذهن و موفق شدن بر بی حسی و خواب آلودگیه(مک کلوسکی، 2007).
مدیریت زمان: توانایی حدس اینکه واسه یه تکلیف چقدر زمان نیازه. چجوری باید زمان رو صرف یه کار کرد و چجوری زمان رو با در نظر گرفتن محدودیتا تنظیم کرد. شامل این نکتهه که واسه انجام یه تکلیف زمان مهم فراوانیه.
جلوگیری جواب: توانایی تفکر قبل از عمله این مهارت توانایی آزمایش موقعیت و رفتار رو قبل از عمل، اعمال می کنه.
خود گردونی اثر: توانایی مدیریت احساسات به خاطر رسیدن به اهداف، تکمیل کارا یا کنترل و هدایت رفتاره.
مقاومت مبتنی براهدف: توانایی یا انگیزه انجام یه هدف بی توجه به بقیه نیازها(داوسون و گوایر؛2004،ترجمه میرمهدی،1386).
1.دلیل :
تفکر به دو دسته کلی دلیل و تخیل تقسیم بندی می شه که وقتی که فرد با یه تکلیف یا مشکل مواجه می شه، که واسه حل اون به یه رشته فعالیت منطقی و مشکل گشایی(حل مسئله) اقدام می کنه به دلیل می پردازه.راه حل لازمه بازسازی تجارب گذشته و عمل کردن روی اوناس تا ارائه پاسخا بر مبنای عادات. پس دلیل به یه تکلیف با هدف ارائه شده از بیرون وابسته(ویناکه،1974؛ به نقل از سیف،1386)
دلیل یه جور روش مسئله گشایی، در مرحله عملیات صوریه که طی اون کودک با یه نظریه کلی شامل همه عوامل احتمالی شروع می کنه که می تونه بر نتیجه یه مسئله اثر بزاره و فرضیه خاصی رو به بار بیاره که اونو به طور منظم آزمایش کنه(برک،ترجمه سید محمدی 1382).

چیزی که روی کاغذه، برنامه س و چیزی که تو ذهن شماس، خیال

2. نظم – برنامه ریزی:
نظم توانایی منظم کردن و یا جای دهی اجزا برابر با اصول مشخص و از پیش تعیین شده(کریک 2002به نقل از سلطانی کوه بنانی1384).این مؤلفه باعث ثبات و حفظ نظم در فعالیت و برنامه ریزی روزانه و هم انجام تکلیف به روش منظم می شه. کودکان نیاز به نظم دارن اما خیلی ازآنها در این راه شکست می خورن و پس هر کاری رو با سختی انجام می دن و بدون بینش منظم هستن.اونا هر روز تلاش می کنن تا کارکرد موثری در مدرسه داشته باشن، حتی شاید اونا ندونن کاری که می کنن همون سازمان یافتنه و به خاطر همین اهداف ضعیفی واسه سازمان پیدا کردن دارن. چار سبک کلی نظم می تونه چرخ دنده های ذهن رو واسه کمک به سرعت عمل در هر رقابت تحصیلی روغن کاری کنه.این سبکا که با همدیگه برابری کمی هم دارن عبارتند از:
1- مدیریت زمان
2- مدیریت مواد(اصول)
3- به کار گیری راه
4- کامل سازی تکالیف چندگانه و عناصر تکلیف
در سطح پایین نظم از حواسپرتی جلوگیری می کنه. در سطح بالاتر این مهارت به افراد اجازه میده زمان رو به طور مؤثر مدیریت کنن، الویت بندی هاشون رو کنترل کنن و مجموعه مراتب تکلیف رو حفظ کنن(گارنر،2009).نظم در هر دو سطح باعث موفقیت در کلاس درس می شه( مایر،1991؛به نقل از گارنر،2009). نظم این امکان رو واسه آدمی جفت و جور می سازه تا واسه با معنی ساختن مطالبی که قصد یادگیری اونو داره یه چارچوب سازمانی به اون مجبور کنه که این چارچوب می تونه مخصوص اطلاعات جدید باشه(یعنی یه جور سازمان داخلی) و یا این مطالب جدید رو به علم موجود ربط بده(چارچوب بسطی) و از اونجا که ظرفیت حافظه کاری هم محدوده و ما قادر به دقیق شدن و فوکوس کردن روی تعداد خیلی از موارد به طور با هم نیستیم، میتونیم از نظم که (راحت ترین شکل این دسته بندی اطلاعاته) واسه کاهش بار حافظه و افزایش قدرت تمرکز به کار گیری کنیم(سیف،1388).
ناتوانی در نظم تکالیف رقابت انگیز و جدید شایدً در اثر ضعف این کودکان در کارکرد سازماندهیه. یافته ها مشخص کرده که نظم کلا به کارکرد مناسب کورتکس فرونتال و پرده فرونتال مربوط می شه(بارکلی، 1998، 2000؛ به نقل از علیزاده ، 1383)
لوریا(1987) مراحل برنامه ریزی رو به عنوان توانایی نظم رفتار واسه رسیدن به یه هدف خاص که طبق مجموعه ایی از اهداف بین دوره ایی یا گامای واسطه صورت میگیره تعریف می کنه. درواقع برنامه ریزی، پیش بینی حوادث، موقعیتها و اهداف آینده و در بر داشتن گامای مناسب بالاتر از زمان واسه انجام کار یا عمله( به نقل از سورل، 2007).
شاید نفطه بالاترین درجه کارکردهای اجرایی برنامه ریزی باشه. چون که برنامه ریزی یه قسمت لازم و حساس از رفتارای هدف گراست. برنامه ریزی تونایی تنظیم اعمال و رفتارها واسه راهیابی به اهداف بالاتر و بزرگتره و این مؤلفه تمایل به طرف یه تکلیف منظم، راهبردی و روش کارآمده(اندرسون، 2002). برنامه ریزی هم رهبری و هم هدایت رفتاره، وقتی که کودک با یه موقعیت جدید مواجه می شه( داس ، ناگلیری و کیربی ، 2009).
3. حافظه کاری :
حافظه فعال توانایی نگهداری اطلاعات تو ذهن موقع انجام امور پیچیدهه. و مثل فاکتورهای مؤثر در یادگیریه. این حافظه رابطه خیلی نزدیکی با پیشرفتای تحصیلی افراد در مورد خوندن، نوشتن و یا ریاضیات داره(استگمن ،2004 ؛ به نقل از گدرکل ، 2007).
ابرر (2008)، در مورد حافظه کاری یه مدل فاکتوری ساختاری ارائه داده که شامل سه کارکرد شناختیه: ذخیره کردن و پردازش، جامعیت رابطه ای و نظارت.
در ذخیره کردن و پردازش معمولا به وسیله طیف پیچیده ایی از تکالیف که شامل به خاطر آوردن تعدادی از موارد در موقعیتای مهمه. و کارکرد پردازش اطلاعات در بین و بعد از رمزگزدانی موارد در حافظهه. جامعیت رابطه ایی به توانایی ساختن روابط جدید بین عناصر باز می شه( والتز ، 1999).
نظارت به کنترل فرایندهای شناختی به وسیله توضیح و مشخص کردن هدف مربوط می شه مثل جلوگیری از شلوغی و پریشونی ذهنی. مراحل نظارت معمولا جز زیر شاخه های کارکردهای اجرایی قرار میگیره(ابرر، 2008).
کارکردهای حافظه کاری عبارتند از:
1) نگهداری اطلاعات تو ذهن و کار کردن روی اونا
2) نقش اساسی در پیش بینی، تفکر و تقلید رفتار جدید
3) رابطه با درک زمان و صبر
4) انجام عملیات ذهنی به شکل داخلی که مشکل درآن باعث می شه که فرد به پسخوراند خارجی وابسته شه و از طرف دیگه به دلیل مشکل در بازبینی ذهنی در مرور کارا مشکل پیدا می کنه. فردی که در حافظه کاری مشکل داره دچار یه جور نزدیک بینی وقتیه(بارکلی، 1997؛ به نقل از علیزاده 1384).
حافظه کاری با توانایی به کار گیری تجربه های قبلی واسه موفقیت فعلی و به کار گیری راهبردهای حل مسئله واسه آینده رابطه داره(داوسون و گوایر، 2004).حافظه کاری شامل یه مجری مرکزی و چند سیستم فرعیه. مجری مرکزی سیستم کنترل توجهیه که در هماهنگ کردن و نظم کارکرد تکالیف جور واجور، توجه انتخابی، جابجایی توجه، بازدازی توجه و برنامه ریزی درگیره( تروکسلین ، 2005، بدلی ، 1986؛ به نقل از الهی،فلاح،1388).

برنامه-ریزی