آشنایی با مؤلفه های تکمیلی کارکردهای اجرایی

کارکردهای اجرایی به ما کمک می کنن تا تصویری از هدف داشته باشیم، راه رسیدن به هدف رو پیدا کنیم و منابع و احتیاجات لازم رو واسه رسیدن به هدف شناسایی و انتخاب کنیم. این کارکردها تا تصویر هدف رو هرچند دور از ذهن ما باشه به خاطر بیاریم و اگه در طول راه رسیدن به هدف، وقایع و مسایل دیگری ذهن مارا مشغول کنه، این کارکردها توجه ما رو به طرف هدف متمرکز می کنن. اما ما واسه رسیدن به هدف علاوه بر مؤلفه های جور واجور کارکردهای اجرایی که در به اونا در بالا گفته شد، به کارکردهای اجرایی دیگری نیاز داریم تا در طول راه رفتار ما رو اصلاح کنن و در طول راه راهنمای ما باشن این کارکردهای تکمیلی عبارتند از:
1- جلوگیری جواب : ظرفیت فکر کردن قبل از انجام عمل. این توانایی باعث می شه که فرد در برابر وسوسهای انجام کار مقاومت کرده و بتونه وقتی رو واسه آزمایش موقعیت و چگونگی رفتار خود اختصاص بده.
2- خود گردونی عاطفه : توانایی مدیریت هیجانا در رسیدن به هدف ، تکمیل تکالیف و کنترل و هدایت رفتار.
3- نرمی : توانایی بازبینی و اصلاح طرحا در مواجه شدن با مشکلات، اطلاعات جدید، عقب نشینی و اشتباهات، نرمی یعنی توانایی موافقت با تغییر شرایط.
4- پایداری( ثبات ) هدف گرا : ظرفیت یا محرکه رسیدن به یه هدف و انجام اون به طور کامل .
البته باید در نظر داشت که ما واسه عادتا و کارای روزانه به این کارکردها نیاز زیادی نداریم بلکه ما وقتی به این کارکردها نیاز جدی پیدا می کنیم که با یه رقابت جدید مواجه شدن میشیم(داوسون و گوایر،2004).
5-2.مدلای کارکردهای اجرایی :

1. مدل براون :
مدل ارائه شده به وسیله براون(2006)شامل شش خوشه از کارکردهای اجراییه و روش هایی از معنی سازی کارکردهای اجرایی واسه همه افراده.هیچ کدوم از این خوشها یه متغیر واحد مثل ارتفاع، وزن یا فشار خون نیستن. هر خوشه بیشتر مثل یه سبده که شامل کارکردهای شناختی در رابطه به هم و متنوعه.این خوشها عبارتند از:
1-فعالیت : نظم ، اولویت بندی و فعالیت واسه کار، ایجاد، برنامه ریزی،تعیین هدف و ترتیب گذاری.
2-متمرکز ساختن : تمرکز، پایداری و تغییر توجه در تکلیف.

برنامه-ریزی

3-تلاش : تنظیم هوشیاری، پایداری تلاش ، سرعت پردازش، سرعت عمل، مدیریت زمان و مقاومت در برابر حواسپرتی .
4 – هیجان : مدیریت شکست و تنظیم هیجانات .
5- حافظه : مطلوبیت حافظه کاری، یادآوری در دسترس و به کار گیری بازخورد.
6- عمل(عمل) : کنترل و عمل خود تنظیمی، جلوگیری.
مثل اینکه هر کدوم از این خوشها به عنوان کارکردهای عملیاتی هستن که در تغییر سریع مجموعه نیروهای تعاملی که تا حدودی ناهشیار انجام می شن، تاثیردارن.این کارکردها وسعت متنوعی از تکالیف روزانه رو تنظیم می کنه که افراد باید پیش از کنترل خود از توجه و حافظه واسه هدایت عمل به کار گیری کنه(براون، 2006).
2. مدل نورمن و شالیس :
مدل نورمن و شالیس 1998 مدلی رو ارائه کردن که در اون واسه توضیح کارکردهای اجرایی ساختاری رو عنوان کردن. برابر با این مدل رفتارها تحت اثر مجموعه ایی از طرحوارهای فکری یا عملی قرار دارن. یه طرح مجموعه ایی از اعمال و شناخت هاس که از راه تجربه به هم در رابطه می شه. این طرحوارها از دو راه جدا از هم می تونن فعال شن:
اول :اونا می تونن به وسیله یه اتفاق خارجی شروع شن مثلا وقتی که ما در حال رانندگی هستیم طرح ترمز کردن به وسیله دیدن چراغ قرمز فعال می شه. به راه افتادن محیطی طرحوارها، می تونه واسه به اتمام رسوندن رفتارای مناسب در شرایط معمولی کافی و اکتفا باشه، مثل یادگیری ارتباطات بین رویدادهای خاص در محیط و روشای خاص رفتاری،با این در بعضی شرایط دیگه شامل شرایط جدید یا موقعیتایی که نیاز به جلوگیری جواب دارن، راه اندازیای محیطی مناسب نبوده و یه سیستم ثانوی واسه کاهش سطح فعالیتای طرح لازمه.نورمن و شالیس 1998 این سیستم رو یه “سیستم سرپرستی” نامیدند و عنوان کردن این سیستم به وسیله لب پیشونی مغز ساپورت می شه. برابر با این مدل، رفتارهایی به وسیله طرحوارها کنترل می شه که به طور مناسبی به وسیله اطلاعات درک شده در شرایط روزمره، به راه می افتن.اما در شرایط غیر عادی سیستم سرپرستی به عنوان یه کاهش کننده سطح فعالیت، وارد عمل می شه(کوهن 2004).

3. مدل سه لایه سارا وارد :
وارد در تعریف عملیاتی از کارکردهای اجرایی، اونو توانایی کامل سازی هوشیاری در زمان حال با پیش بینیای آینده و تجارب گذشته میدونه که از آن واسه پرورش یه برنامه منطقی (طبق فضا، زمان و افراد)به خاطر انجام فعالیت در زمان حال به کار گیری می شه(وارد، 2007).
سه لایه ساده کارکردهای اجرایی عبارتند از :
1-خود تنظیمی
الف) آگاهی (خود آگاهی)
ب) انگیزه
ج ) ابتکار
د) کنترل هیجانی
ه) فراشناخت
2- سازندگی و اتحاد
الف)ترکیب جزئیات به یه شکل بزرگ تر
ب) نظم و ذخیره اطلاعات واسه اونکه بشه اطلاعات رو ردگیری کرده و به طور منظم بازیابی کرد.
ج) حافظه ضمنی
ه) برنامه ریزی واسه آینده
3- مهارتای سطح بالای دلیل
الف) بررسی
ب) نتیجه گیری
ج) حل مسئله
د) پیش بینی یافته های
ه)دلیل
و) آزمایش(وارد، 2007)
4. مدل CEO مغزی یارهبر ارکستر ( مک کلوسکی ):
کارکردهای اجرایی یه ساختار یا ویژگی واحد نیس، از کارکردهای مغزی به عنوان«CEO مغزی» یا «رهبر ارکستر» یاد شده این کنایه به طبیعت کارکردهای اجرایی اشاره داره.اما واسه فهم دقیق این معنی، این عبارت خیلی دور مثل اینکه.(مک کلوسکی ،2007). دنکلا حقیقت کارکردهابی اجرایی رو به عنوان«g» در روان شناسی عصبی معرفی کرد.الکانون گلدبرگ از کارکردهای اجرایی با عنوان «S» ( با عنوان زیرکی و هوش) یاد کرده. اما هر دو از تمثیل رهبر ارکستر به عنوان کنایه ایی واسه فرایندهای اجرایی در کار به کار گیری کردن( میرمهدی، 1386).
این تمثیل طبق « مسئله مدل برگشتی نامحدود » از تناقضای واپس نگرانه بی منتها یا یه ماز پیچیده متافیزیک نشأت میگیره.واسه حل مسائل روزانه به وسیله رفتارای عینی بهتره از سیستم پیوندی هم رسانایی یا هم نوازی به جای رهبری ارکستر به کار گیری کنیم.پس بهتره به کارکردهای اجرایی به عنوان یه نیم از رهبران ارکستر تواناییای ذهنی نگاه کنیم(مک کلوسکی،2007).
وسعت تعاریف نظری به طور ضمنی یا رو فرایندهای کنترل رو به عنوان بخشی از هوش می دونه.تعاریف فرضی به طور محدود، بیشتر کارکردهای اجرایی رو به عنوان بخشی از حل مسئله یا دلیل در هوش می دونه(مک کلوسکی ،2007).
5. مدل مجموعه مراتبی :
به خاطر این رهبران کارکردهای اجرایی، در برگیرنده یه گروه بزرگه که طبق خطوط رشدی متفاوتی عمل می کنن،یه مدل چند بعدی سلسه مراتبی واسه به تصویر کشیدن واقعیت اونا مورد نیازه.در این مدل رشد طبق سطوح پیش میره و رشد تو یه سطح نیازمند رسیدن به مهارت در سطوح قبلیه. در مورد کارکردهای اجرایی، سطوح رشدی مجموعه مراتبی می تونه به عنوان یه مجموعه از خطوط رشدی در نظر گرفته شه.پس در این نظریه کارکردهای اجرایی چند لایه. در کل 23 کارکرده که درک ، هیجان ، شناخت و عمل رو هدایت می کنه(مک کلوسکی ، 2007).
در مدل مجموعه مراتبی سطوح از پایین به بالا حرکت می کنه یعنی همه تواناییا در سطح ساده رشد می کنه و بعد میشه با کار و افزایش دقت این سطوح ساده رو به سطوح بالاتر رشد و ارتقا داد این سطح از بالاترین سطح به ترتیب زیر طبقه بندی می شه :
5- ماورای خود اتحاد (درک راه حرکت ، هوشیاری و آگاهی نسبت به عالم هستی )- بزرگسالی
4-خود زادی (اتحاد ذهن – جسم ، درک روح و روان)- بزرگسالی
3-خود کنترلی – خود تشخیصی( خود آگاهی –خودتحلیلی) خود تعیین گری ( تعیین و تولید هدف، برنامه ریزی/پیش بینی دراز مدت)- نوجوونی و بزرگسالی
2- خود کنترلی – خود تنظیمی (احساس/ درک،شناخت،هیجان و عمل ) – نوباوگی تا کودکی

کودکی-نام-تصویر

1- خود کنترلی – خود انگیختگی ( بیدار شدن ، توجه کردن) – نوباوگی (مک کلوسکی ، 2007).
1.خود انگیختگی
شروع ساده و « نقطه صعود » کارکردهای اجرایی پایه، مربوط به حالت بیدار باش ذهنی و شکست دادن رخوته.سستی خواب می تونه به یه مشکل اساسی تبدیل شه. کم خوابی باعث می شه تا شکست دادن سستی و بیحالی خواب سخت تر شه.
– فرد به طور متوسط نیاز به 5 تا 20 دقیقه زمان داره تا بعد از سستی خواب آلودگی ، کارکردهای اجرایی(عمل وری/هوشیاری و 23 کارکرد اجرایی) رو به حالت آماده باش در بیاره.
نیاز به انجام خودکار عادات جاری در صبح /انجام ناخودآگاه امور عادی/ شروع بدن و تأمل در مورد اون از مؤلفه های دیگه خود انگیختگیه(مک کلوسکی ، 2007).
وخود تنظیمی مجموعه ایی از توانایی هاس که کارکرد فرد رو طبق حیطهای احساس / درک ، هیجان / شناخت و عمل راهنمایی و هدایت می کنه. یه مدل عادی ، 23 مؤلفه کارکردهای اجرایی خود تنظیم رو،فرض می کنن:
 درک و دریافت
 کاهش سازی
 مقاومت
 تداخل / توقف
 پیش بینی / برنامه (کوتاه مدت )
 تمرکز / انتخاب
 جلوگیری
 ابتکار
 اندازه و ملاک
 نگهداری
 دستکاری
 تغییر و برابری
 سازمان
 تولید
 تداعی پیوند
 تعادل
 ذخیره سازی
 بازیابی
 سرعت
 زمان
 اجرا کردن(ترکیبای رفتاری )
 نظارت / بررسی
 اصلاح
همونجوری که سطوح تواناییای افراد در سطوح این مدل، مجموعه مراتبی حرکت می کنه به همون ترتیب رشد لوپ پیشونی هم ادامه پیدا میکنه، یعنی آمادگی بیشتری واسه تغییر یا آسیب پیدا میکنه(مک کلوسکی ، 2007).
2.خودتشخیصی
 هدایت فرایندهای شناختی که در خود آگاهی ، خود انعکاسی و خود تحلیلی موثر هستن.
 راهنمایی فرایندهای شناختی به خاطر دسترسی به اطلاعات متراکم در باره خود و اجرا این اطلاعات در موقعیتای خارجی واسه ایجاد، ثبات یا تغییر یه رفتاره(مک کلوسکی ، 2007).
3.اختیار
 پیش بینی/ برنامه ریزی درازمدت و تولید هدف
 به کار گیری فرایندهای شناختی واسه طراحی کردن دیدگاهی از آینده و برنامه ریزیایی واسه عمل در سراسر اون دوره وقتی درازمدت رو هدایت می کنه.
 درخشش و بازخورد به موقع به خاطر بهبود یا تغییر رفتار و تفکر درباره آینده هدایت می شه.
 تغییر در کنترل اجرایی بسته به اینکه چه حیطهایی درگیر شدن:
1) داخل فردی (کنترل خود)
2) بین فردی (کنترل در مورد بقیه)
3) محیط( کنترل در مورد محیط طبیعی و محیط ساخته دست بشر)
4) سیستمای ظاهری ( کنترل در مورد نمادهای ساخته دست آدم و سیستم ارتباطات )
کارکردهای اجرایی به شکل برابر رشد نمی کنن. یه کارکرد اجرایی تو یه فرد می تونه بیشتر یا کمتر از یه کارکرد اجرایی یه فرد دیگه درهر نقطه از زمان رشد کنه(مک کلوسکی ، 2007).
4. خود زادی
 سواالای در رابطه به اندیشه و قضاوتای در رابطه به معنی و هدف از زندگی/ یا منابع پایانی و غایی واقعیت و وجود فیزیکی، رابطه ذهن – جسم ، روح، نفس تفکر درباره هستی، ماورای سطح فیزیکی رو هدایت می کنه.
 نظارت برایجاد فلسفه زندگی که واسه هدایت کردن خود آگاهی، خود تشخیصی و بقیه سطوح کارکردهای اجرایی به کار گیری می شه و به عنوان پایه ایی واسه منبع پایانی هدایت ارادی رفتار به کار میره.
5. ماورای خود اتحاد
هدایت فرایندهای درگیر کننده ذهن که فرد رو قادر به تشخیص و تجربه حالت غایی و پایانی ماورای خود اتحاد هوشیاری می گردونه. در بیشتر روایتای روحانی و الهی این حالت بالاترین حد پیشرفت هوشیاری بشره، و به خاطر این از نشونه های بی نظمی که در تشخیصای بالبنی، به عنوان حالتای جدا سازی شخصیتی یا هویتی معرفی می شن، خیلی فرق داره. در تشخیصای بالینی، مشکل در کارکردهای اجرایی با مشکل در کورتکس پیش پیشونی و لوپ پیشونی رو شده و باعث مشکل روانی عصبی رو می شه.

شخصیت