روشای تنظیم هیجان از دیدگاه روانشناختی

تنظیم هیجان

 

تنظیم هیجان فرایندیه که آدما به وسیله اون هیجاناتشان رو کنترل می کنن (کول[1]2009). در طول بیست سال گذشته تنظیم هیجان به عنوان یکی از مهمترین ساختارها جهت فهمیدن رشد و کارکرد آدما تبدیل شده (زمان[2] و همکاران، 2006). کارکرد تنظیم هیجان شروع و پیشرفت اش در زمان کودکیه، که این باعث توانایی واسه کنترل پردازش اطلاعات هیجانی خود و بقیه واسه کمک و موفقیت داخلی و خارجی از جهان می شه (بارات[3] و گراس، 2001؛لمریس و آرسنیو[4]، 2000؛ مایر، کاریوسو و سالوی[5]، 2000؛ سارنی[6]، 1999؛ تامپسون، لوییز و کالکینس[7]، 2008). توانایی واسه تنظیم هیجان مهارتی حیاتیه، واسه جوانان و نوجوانانی که با تعاملات پیچیده اجتماعی رو به رو هستن (فیلیپس و پاور[8] ، 2007). اگه مشکل در هیجانات شخص باعث پایین اومدن کارکرد فردی، اجتماعی و کاهش رضایت از زندگی شخص شه، در اصطلاح به اون بد تنظیمی هیجانی می گن (گراس و مانوز[9]، 1995). مشکل در تنظیم هیجان می تونه، باعث مشکلات روانشناختی از داخل (مثلا: کمرویی و عقب نشینی اجتماعی) و برون (مثلا: مخالفت، خشونت و رفتار داغون کننده) در شخص شه (کوستینک  و فوتس[10]، 2002؛ تامپسون، 1994). عملکردهای تنظیم هیجان با رشد آدم در ارتباطه و شکست در این عملکردها می تونه به شکل بالقوه خطر دچار شدن به علایم روانشناختی رو زیاد کنه (کوباک و اسکیری[11]، 1998). نظریهای تنظیم هیجان به توضیح زیره:

خانواده

 

2-2-1- مدل پردازشی

خیلی از این نظریها که در مورد سوءمصرف مواد به وجود اومده ان، اعتیاد رو به عنوان فرایندای انگیزشی در نظر می گیرن (رابینسون[12] ، 2000).  مدل پردازشی تنظیم هیجان که به وسیله گراس و همکاران  گسترش داده شده یه سری از فعالیتای کوچکتر تنظیم هیجانات رو تشکیل میده (گراس، 1998). مدل پردازشی[13]  زیاد شده مدل هنجاری تنظیم هیجاناته. در مدل هنجاری بر تجارب هیجانی تمرکز می شه، ولی این که چیجوری تنظیم هیجان اتفاق میفته رو توضیح نمی ده (گراس، 2008)، ولی مدل پردازشی از یه سری فرایندهایی به وجود اومده که شامل یه سری از مراحل تنظیم هیجاناته. این مراحل شامل توجه و آزمایش پاسخای هیجانیه (گراس و تامپسون، 2008). مدل پردازشی تنظیم هیجان از پنج عامل تشکیل پیدا کرده : انتخاب موقعیت، اصلاح موقعیت، تغییر شناخت و کاهش جواب (گراس، 2001).

در مدل پردازشی مشکلات آدمایی که با مواد مخدر وابسته هستن مورد بحث قرار میگیره. در این مدل هوش هیجانی بسیار تاثیر گذاره، هوش هیجانی یعنی توانایی فهم چگونگی هیجانات و اینکه افراد چیجوری هیجانات و واکنشای هیجانی شون رو در مقابل بقیه مدیریت می کنن (ترینداد[14]  و جانسون، 2002).

 

2-2-2- هیجان و لیاقت اجتماعی

فرایندهای نظارتی هیجان یکی از عامل های مهارتای تحلیلی در رشد صلاحیتای هیجانی و عاطفی افراده (لمرینس و آرسینو، 2000، سارنی، 1999). لیاقت هیجانی[15] اشاره به ظرفیت جواب دهی هیجانی داره، که واسه تحقق اهداف سازگارانه و به کار گیری راهبردهای علم هیجانی در موقعیتای اجتماعی لازمه (سارنی1999). سارنی (1999) عقیده داره که تنظیم هیجانات به عنوان یکی از هشت عامل مهارتیه، که هر انسانی واسه رسیدن به اهدافش نیازمنده اون رو داشته باشه. نظریه هیجانی و لیاقت اجتماعی در تنظیم هیجانات به عنوان یه مهارت مقابله ای کلیدی در بین مهارتای مربوط به پیشرفت ظرفیتای هیجانی در شرایط اجتماعی افراده.

 

2-2-3- خود تنظیمی

بونانو[16] (2001) مدل خود گردونی رو در تنظیم هیجان به عنوان یکی از خصیصهای کلی فرد در بهبود سلامت روان ارائه کرده. اون از سه نوع فرایندای نظارتی که افراد در جواب به نیازایی که واسه تعادل نیاز به اون نیازمند هستن نام می برن. با در نظر گرفتن نظریه بونانو فرایندای تنظیم کننده وقتی به وجود میان که بین عملکردهای داخلی و خارجی اختلافی به وجود بیاد، فعال شدن هر هدف خاص بستگی به طرح ای که فعال شده داره که این طرح ممکنه آگاهانه و عمدی یا به شکل خودکار یا به وسیله نشونه های زیست محیطی باشه. در مدل بونانو تنظیم هیجان به عنوان جنبه ای از خود تنظیمی[17] طبق تعادل هیجانی آدما به کار برده می شه که واسه رسیدن به این  اهداف ارگانیسم نیازمند نظارت بیشتر و به تاخیر انداختن یه سری از نیازای خوده.

-2-4- هوش هیجانی

مایر، کاریسو و سالوی (2000) فرض می کنن که کنترل و تنظیم هیجانات خود و هم اینکه هیجانات دیگه  نیاز به داشتن هوش هیجانی[1] بالایی داره. اونا استدلال می کنن که هوش هیجانی به عنوان یه سیستم متشکله از تواناییای ذهنی مهارت ها و ظرفیتایی که افراد واسه بهره مندی از هیجانات و پردازش اطلاعات هیجانی مورد به کار گیری قرار میدن.

 

2-2-5- سطح هوشیاری

این نظریه عنوان می کنه که تنظیم هیجان به عنوان یه مهارت خودکار یا ناهشیار در سطح بالا اتفاق میفته (بارات و گراس، 2001؛ ماین و بونانو، 2001). طبق این نظریه راهبردهای تنظیم هیجان به شکل خودکار هستن، با این حال میشه با تمرین و یادگیری این راهبردا واسه تنظیم هیجانی رفتار انطباقی موجودات ازش به کار گیری کرد (بارات و گراس، 2001).

[1] .emotional intelligence

 

[1] .Kole

[2] .Zeman

[3] .Barrett

[4] .Arsenio, Lemerise

[5] Mayer, Caruso,  Salovey

[6] .Saarni

[7] .Thompson, Louis, Calkins

[8] .Philips. Power

[9] . Manoz

[10] . Kostiuk, Fouts

[11] .Sceery

[12] .Robinson

[13] .Process model

[14] .Trinidad

[15] .social comoetence

[16] Bonanno

[17] .Self-Regulation