‫تبیین مفهومی تحکیم خونواده از نگاه دین

تحکیم خونواده از نگاه دین

خانواده

‫   دین های الهی همه بر پاکی و احترام نهاد خونواده تأکید می کنن و شامل ‫احکام و مقرراتی واسه تنظیم روابط خونواده هستن. به خاطر همین، خونواده در فامیل ‫مؤمن، همیشه، محکم تر بوده، نظام طلاق و ویرانی خونواده در اون بسیار کمتر از ‫ملتای غیرمؤمنه. اسلام هم با نظام قانونگذاری خاص خود، همیشه، تلاش در ‫حفظ خونواده و تحکیم ارکان اون طبق اصول اخلاقی و ارزشی داره، چون پیوند ‫زناشویی و ازدواج غریزیه و در مرحله اول، اقدام به اون، به آموزش و ‫محرک خاص نیاز نداره، ولی موندگاری این پیوند و داشتن روابط درست و پایدار، که به ‫ثبات و دووم خونواده برسه، نیازمند آموزشه. حتی نکاتی که در انتخاب همسر و توجه به ویژگیهای جسمی و اخلاقی و روحی فرد مطرح می شه، از این روست که در منطق قرآن، ازدواج، با دیگه روابط انسانی و قراردادهای دیگه فرق داره و ‫قرآن کریم اون رو عهد غلیظ می نامد؛ پس، بخشی از آیات و روایات اسلامی با ‫هدف حفظ خونواده، به تنظیم و کاهش روابط اعضای خونواده حقوق و وظایف همسران ‫و فرزندان، تالش واسه ایجاد زندگی مشترک پر از مهر و صفا و دوری از ویرانی ‫کانون خونواده اختصاص پیدا کرده و اعمالی مثل محبت ورزیدن، مدارای همسران با ‫یکدیگر و رعایت حقوق دوطرفه و خوش رفتاری و گفتار نیکو با همسر، مقدس برشمرده ‫شده، مؤمنان موظف ان رفتارای خود رو با انگیزه جلب رضایت الهی و اطاعت از حق ‫کنترل کنن و وظایف خود رو در قبال همسر و بچه هاشون خوب ادا کنه. طبق این، میشه دینداری و تقوا رو عامل مهمی در تحکیم خونواده دونست.

خانواده

در نگاه اسلامی، پرهیزکاران و دینداران از اهمیت خونواده و پیشنهاد و تأکید ‫اسلام بر مواظبت از آن آگاه هستن و در انجام وظایف دینی و اخلاقی خود در برابر ‫همسر و فرزندان کوتاهی نمی کنن و خونواده رو جایگاهی واسه تأمین نیازای مادی و ‫اعضا و تحمل مشکلات و سختیا رو راهی واسه رسیدن به تکامل و خوشبختی اخروی و ‫جلب رضایت حق می دونن (نوری، 1389).

خانواده

   2-14-1- تبیین مفهومی تحکیم خونواده

خانواده

   ‫پیش از ورود به بحث، لازمه بدونیم که منظور از تحکیم خونواده و حفظ اون ‫چیه؟ مطمئنا، مقصود از آن، نگه داشتن بنایی با سستی و ناپایداری، اونم به هر ‫قیمت ممکن نیس. قرار گرفتن اعضای خونواده زیر یه سقف به قیمت ظلم و تجاوز ‫به یکی از اونا یا ندیده انگاشتن حقوق اونا یا پیشنهاد و سفارش به گذشت و چشم ‫پوشی بیمورد از خطاهای دیگری و پذیرش ظلم و بی عدالتی به خاطر جلوگیری از ‫طلاق و جدایی، هیچوقت به معنی ثبات و استواری کانون خونواده نیس، چون، به یقین، ‫سر پا بودن خونواده با تحکم و ظلم انسانی و تحمل و بردباری دیگری از سر مجبوری و ‫ترس از ویرانی خونواده، استحکامی به دنبال نخواد داشت و اگه در ظاهر پایدار باقی ‫بمونه، از داخل پوسیده و بی ثباته و مطمئنا، نمی توند ویژگیای خونواده سالم‫و بانشاط رو داشته باشه. ‫نتیجه تحکیم خونواده، حاکمیت اصل میونه روی و اخلاق و حفظ حقوق همه اعضاست. قوانین اسلام واسه تحقق این هدف، پیوسته، همسران رو به تمایل و تمایل ‫به خوبی ها اخلاقی و انجام وظایف فرا می خونه و اونا رو از هر گونه رابطه و خواسته های ‫یه جانبه و ظلم و ظلم به دیگری، که دلیل ضعیف کردن فضای انس و الفت در خونواده ‫می شه، برحذر     می داره. پس در خونواده های محکم و باثبات، روابط اعضا به شکلی ‫است که هر دو به یکدیگر کمک می رسونن و یکی از اونا، همیشه، خدمت کننده نیس و رابطه اونا ستمگرانه نمی شه و خصلتای مردونه و زنونه در کنار ویژگیای ‫انسانی، در خدمت تعالی و رشد خونواده و بعد جامعه قرار میگیره. از نظر اسلام، ‫موافقت زناشویی برخاسته از تدین، نقش مهمی در پیشگیری از اختلافات و در ‫نتیجه، حفظ بنیان خونواده داره.‫ کلا، عواملی که دلیل استواری بنیان خونواده و سلامت روابط اعضای اون       می شه، به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم می شه. با این حال، پیش از آن الزامیه واسه ایجاد خونواده ای باثبات، زمینه و بستر مناسبی وجود داشته باشه؛ واسه ‫نمونه، انگیزه کافی و آموزشای لازم واسه این کار در همسران وجود داشته باشه (نوری، 1389).

خانواده