آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و راهبردهای مقابله ای- قسمت 7

مهارتهای زندگی، براساس مطالعات انجام شده بسیار موثرتر ازگرایشهای سنتی است.مثلا(پری وکلدر) (1992) دریافتند که گرایشهای جامع پیشگیری ازسوء مصرف مواد(شامل آموزش مهارتهای زندگی برای ارتقاء مهارتهای اجتماعی ) در به تعویق انداختن شروع مصرف الکل وماری جوانا بسیارموثرتر از گرایشهای مبتتی بر ارائه دانش و اطلاعات وگرایشهای مبتی بررهبری همسالان بوده اند هم چنین گلین (1989) در مروری بر گرایش موثر درپیشگیری ازمصرف سیگار،به این نتیجه رسید که آموزش مهارتها،جزء ضروری برنامه های موفق وموثر است(نوری و محمدخانی، 1389). انسیکویچ و وایسونگ(1990) پژوهش کنترل شده وسیعی درباره پیشگیری ازسوء مصرف مواد برروی جمعیت678 نفری از دانش آموزان کلاس پنجم صورت گرفت مقایسه پیش آزمون وپس آزمون نشان دادکه مهارتهای مقابله گروه آزمایشی در مقابل افراد گروه کنترل افزایش چشمگیری داشت.(نوری ومحمدخانی، 1389). پژوهش ارکات وهمکاران (1991) که بصورت پژوهش تجربی وکنترل شده اجراشد 2530 دانش آموزدر گروه کنترل و2530 دانش آموز درگروه آزمایشی را مورد بررسی قرار داد.گروه آزمایشی درمورد مهارتهای ارتباطی،تصمیم گیری و مراحل حل مساله آموزش داده شده اند نتایج نشان دادکه درگروه آزمایشی مصرف سیگار،الکل و سایر موادمخدر کاهش چشمگیری یافت.چنین برنامه ای درفنلاند،بر روی4523 دانش آموزاجراشده ونتایج مشابهی بدست داد.(آقاجانی،1381). پژوهشها حاکی از آنند که عزت نفس ضعیف با موارد زیر ارتباط دارند: سوء مصرف الکل و دارو(کامفر و ترنر، سینگ و مصطفی،1994)؛ بزهکاری(دوکز و لورچ، 1989)؛ بی بندوباری جنسی(کدی،1992)؛ افکار مربوط به خودکشی(چوکت و همکاران، 1993؛ نوری و محمدخانی، 1389).