آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و راهبردهای مقابله ای- قسمت 2

ه می¬کنند و از طرفی افراد ناموفق از راهبردهای مقابله ای متمرکز بر هیجان بیشتر بهره می¬جویند. در پژوهشی از فرزین راد و همکاران (1387) بیان کردند که دانشجويان افسرده در مقايسه با دانشجويان غيرافسرده از راهبرد حل مساله، ارزيابي شناختي و مهار جسماني بيشتري استفاده کردند؛ از طرفي، دانشجويان افسرده در مقايسه با غيرافسرده از نظر ويژگيهاي شخصيتي با هم تفاوت معني¬داري نشان دادند و نتيجه¬گرفتند بين راهبردهاي مقابله و ويژگيهاي شخصيتي رواننژندي، برونگرايي و باز بودن به تجربه¬ها با افسردگي رابطه وجود دارد. جلالی مقدم و همکاران (1386) طی پژوهشی بیان کردند که مادران دارای دارای کودکان اختلالات فراگیر در مقایسه با مادران دارای کودکان عادی بیشتر از راهبردهای مقابله ای مبتنی بر مهار جسمانی استفاده می¬کنند. علیپور و همکاران(1389) طی پژوهشی بیان کردند بین راهبردهای مقابله ای مسله محور با راهبردهای مقابله ای هیجان محور با شادکامی ارتباط منفی وجود دارد و علت این ناهمسویی را تفاوت جنسیتی و ویژگی های شخصیتی عنوان کردند. برخی پژوهش ها راهبردهای هیجان ودار را به دو گروه مثبت و منفی تقسیم کرده اند و تاثیر راهبردهای هیجان محور مثبت راهم راستا با راهبردهای مسله محور و راهبردهای هیجان محور منفی را متعارض با آن می-دانند(بشارت، 1386) غضنفری و قدم¬پور (1387) طی پژوهش با عنوان بررسی رابطه راهبردهای مقابله ای و سلامت روانی در ساکنین شهر خرم آباد نتیجه گرفتند بهداشت روانی افراد در زمینه های جسمانی، روانی و اجتماعی تحت تاثیر شیوه مقابله فرد با مسائل قرار می¬گیرد، شیوه هیجان محور در کاهش بهداشت روانی و شیوه مساله محور در افزایش آن نقش دارد. پژوهش مسعودنیا (1386) با عنوان خودكارآمدي ادراك شده و راهبردهاي مقابله ¬اي در موقعيت هاي استرس¬زا از جمله پژوهش های مهم در این زمینه بوده است که نتایج آن نشان داد بهره گيري بيشتر افراد با خودكارآمدي بالا از راهبردهاي مقابل هاي مسأله محور، و كاربرد بيشتر افراد با خودكارآمدي پايين از راهبردهاي مقابله اي هيجان محور، مقابله اجتنابي و خويشتن داري، مورد ترديد قرار مي گيرد. علیلو و همکاران (1390) با پژوهشی تحت عنوان رابطه ویژگی های شخصیتی و راهبردهای مقابله ای در معتادان HIV مثبت، نتیجه گرفتند روان نژندی با راهبرد هیجان محور همبستگی مثبت، توافق پذیری با راهبرد هیجان محور رابطه همبستگی منفی، برونگرایی با راهبرد مسله محور همبستگی مثبت، با وجدان بودن با مسله محور همبستگی مثبت دارد. بخشی پور رودسری و همکاران (1387) با عنوان مقايسه ويژگي ها و اختلال هاي شخصيت و راهبردهاي مقابله اي معتادان خودمعرف و گروه بهنجار، بیان کردند معتادان خود معرف در مقايسه با گروه بهنجار، از حل مسأله سازنده كمتر و در رويارويي با مشكلات ، راه حل هاي غيرسازنده را بيشتر به كار مي گرفتند. براي پاسخ دادن به اين پرسش كه آيا راهبردهاي حل مسأله در دو گروه متفاوت است؟ تحليل واريانس چندمتغيره¬ انجام شد و يافت¬ها گوياي آن است كه دو گروه دست كم در يك راهبرد حل مسأله از هم متفاوت هستند. غرابی و همکاران (1387) در پژوهشی تحت عنوان ارتباط اختلال¬هاي رفتاري سبك¬ها و راهبردهاي مقابله¬اي در دانش آموزان نتیجه گرفتند سبك هاي مقابل ه اي كارآمد و ناكارآمد و راهبردهاي مربوط به آنها توانايي پيش بيني معني دار اختلال هاي رفتاري را دارند. مقابله اي مي-توانند بخشي از تغييرات مربوط به اختلال هاي رفتاري را تبيين کنند. حسینی و جمشیدی(1393) در پزوهشی با عنوان مقايسة راهبردهاي مقابله اي دختران فراري و عادي نتیجه گرفتند دختران فراري نسبت به دختران عادي در رويارويي با تنش ، كمتر از راهبردهاي مسأله محور و هيجان محور استفاده مي كردند.
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
مصرف بی رویه و روز افزون مواد مخدر، بعنوان یکی از بزرگترین مشکلات قرن حاضر تلقی می¬گردد و زیان¬های ناشی از آن در زمینه اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگین است بطوری که تقریبا تمام کشورهای جهان سعی دارند تا برنامه¬هایی را در جهت پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان به اجرا گذارند بدیهی است چنانچه حرکتی هر چند کوچک جهت حفظ بقاء در معتادان ایجاد شود مطمئنا در همان سراب غرق خواهد شد پس باید بیش از این فریادهای هشدار دهنده را به گوش جوانان رساند تا از تاریکی راه بی مقصد اعتیاد آگاه شوند و تلخی و مشکلات زندگی را با کوشش و اعتماد به نفس به شیرینی مبدل سازند و از فرار به پشت دیوارهای خیال که با کوچکترین باد حقیقت ویران می¬گردد بپرهیزند. چه بسا جوانانی که ندانسته بر سر سفره نابودی می¬نشینند و جرعه جرعه زهر در کام خود فرو می¬ریزند تا به مرگ گرفتار شوند(صالحی ،1371). این روزها عمق و گسترش فاجعه اعتیاد به مواد مخدر و فزونی گرفتن معتادان به جمعیت کشورمان از دل نگرانی های اصلی ایرانیان شده است آن گونه که به یقین می¬توان گفت که مسئله اعتیاد¬، معتادان و پیامدهای اجتماعی آن، از مسائل راهبردی ایران امروز می¬باشد. جا دارد که برای برون رفت از این ناهنجاری خانمان¬سوز که به تباهی نسل ها، فروپاشی روابط انسانی و باز ماندن چرخه تولید و پیشرفت می¬انجامد چاره¬ای اندیشیده شود. اعتیاد اکنون جزء پیچیده¬ترین مشکلات جوامع بشری است که سالانه میلیونها دلار در سرتاسر جوامع بشری صرف مقابله با آن می¬شود اما متاسفانه هر چه بیشتر به مبارزه با آن پرداخته شده گروه¬های تبهکاری قوی¬تر شده¬اند و آمار مبتلایان بالاتر رفته است و اکنون معضل پیچیده اعتیاد شیمیایی و قرص¬های انرژی¬زا مشکل را پیچیده می¬کند زیرا تولید این مواد احتیاج به هیچ هزینه خاصی ندارد و در آزمایشگاه¬های مخفی تولید می¬شود که کنترل این لابراتورها بسیار مشکل می¬باشد و از طرف دیگر طبیعت بیماری اعتیاد بسیار عودکننده است و افراد گرفتار حتی در بهترین شرایط بارها دچار عود می¬گردند لذا آگاهی دادن به مردم به منظور شناخت این پدیده و علل و عوامل آن¬، راههای درمان اعتیاد و پیشگیری از آن از جمله اقدامات اساسی برای حل این معضل بزرگ اجتماعی است در این صورت است که در زمانی کوتاه این بلای خانمان¬سوز را ریشه کن کرده و به معتادین، شخصیت های سالم و درمان یافته¬ای را خواهیم بخشید و جامعه¬ای پاک و مترقی خواهیم داشت همه این موارد باعث می¬شود که به فکر این باشیم که بهترین راه مقابله با اعتیاد، ایمن سازی جامعه و خانواده¬ها و افراد از طریق آگاهی بخشی و دادن بینش صحیح به آنهاست (فدایی،1383 ). استرس یا تنیدگی برای ما مفهومی قابل درک می¬باشد استرس بالا افراد را به سرعت به سوی اضمحلال فیزیکی و فروپاشی عاطفی، شناختی و ادراکی پیش می¬برد. در حالی که وجود کمی استرس در زندگی روزانه عادی است اما استرس زیاد از لحاظ فیزیکی و روانی صدماتی به همراه دارد. فردی که مورد حمله فشارهای عصبی و روحی قرار می¬گیرد مسلمأ در تصمیم¬گیری و برنامه ریزی و امور زندگی، برقراری روابط با دیگران دچار مشکل می¬شود. پژوهش¬های متعدد نشان داده¬اند که خودآگاهی، عزت نفس و اعتماد به نفس شاخص¬های اساسی توانمندی¬ها و ضعف¬های هر انسان است. این سه ویژگی فرد را قادر می¬سازد که فرصت¬های زندگی¬اش را مغتنم شمرده برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد به خانواده و جامعه¬اش بیاندیشد و نگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به چاره اندیشی بپردازد. مهارت¬های زندگی به عنوان واسطه¬های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم¬ها می¬توانند فرد و جامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند. با توجه به بحرانی بودن شرایط افراد معتاد و مفید و سودمند بودن اثر مهارت¬های زندگی بر افراد لازم دانستیم در جهت بهبود اوضاع زندگی معتادین گامی برداریم و این پژوهش می¬تواند نوید بخش زندگی بهتر برای این گروه از افراد باشد.
1-4 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف اصلی
 هدف اصلی این پژوهش میزان اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر استرس و سبک¬های مقابله ای در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه در سال 1394 است.
1-4-2 اهداف فرعی
 تعیین اثربخشی آموزش مهارت¬های زندگی بر میزان استرس افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه.
 تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت¬های زندگی بر سبک¬های مقابله ای(راهبرد مسله محور، راهبرد هیجان محور) در افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه.
1-5 فرضیه های پژوهش
– آموزشِ مهارت¬های زندگی بر کاهش استرسِ افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه موثر است.
– آموزشِ مهارت¬های زندگی بر سبک¬های مقابله¬ایِ (افزایش راهبردِ مسله محور و کاهش راهبردِ هیجان محور) افراد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیادِ شهرستان کرمانشاه تاثیر دارد.
1-6 تعاریف مفهومی و عملیاتی
1-6-1 تعاریف مفهومی
1-6-1-1 مهارتهای زندگی
مجموعه ای از توانایی¬ها که زمینه سازگاری رفتار مثبت و مفید را فراهم می¬آورند و این توانایی¬ها فرد را قادر می¬سازند مسولیت نقش¬های اجتماعی جدید را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواست¬ها، انتظارات و مشکلات روزانه بویژه روابط بین فردی به شکل موثرتری رو در رو شود (امامی نائینی، 1387).
1-6-1-2 راهبردهای مقابله ای
ازدیدگاه لازاروس و فولکمن (1984) مقابله عبارت است از تلاش¬های فکری، هیجانی و رفتاری فرد که هنگام روبرو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه کردن و یا به حداقل رساندن عوارض استرس به کارگرفته می¬شود (دافعی، 1376).این دو روانشناس (1988) راهبردهای مقابله ای را به هشت زیرمقیاس تقسیم کردند: مقابله مستقیم، دوری گزینی یا فاصله گیری، خویشتنداری، جستجوی حمایت اجتماعی، مسولیت پذیری، گریز-اجتناب، مسله گشای برنامه ریزی شده، ارزیابی مجدد مثبت. و در انتها با تقسیم این هشت زیرمقیاس به دو زیرمقیاس کلی “راهبرد هیجان محور” و “راهبرد مساله محور” آن را خلاصه نمودند.
1-6-1-3 استرس
هرگونه شرایطی که سلامت فرد را تهدید کند و از این رو بر توانایی¬های مقابله کردن وی فشار آورد (وین و تین، 2002).

1-6-1-4 اعتیاد
اعتیاد مصرف تکراری مواد است به صورتی که باعث شکست در کار، تحصیل، نقش¬های خانوادگی یا موقعیت¬های حساس مثل رانندگی با اتومبیل می¬شود یا مشکلات قانونی مرتبط به مصرف مواد ایجاد می¬کند (فونتین، 2007).
1-6-2 تعاریف عملیاتی
مهارتهای زندگی: در این پژوهش منظور از مهارتهای زندگی آموزشی است که در طی اجرای گروه درمانی به اعضای نمونه داده شده است.
راهبردهای مقابله ای: در این پژوهش منظور از راهبردهای مقابله ای نمره¬ای است که آزمودنی¬ها در پرسشنامه “راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن” بدست آورده¬اند.
استرس: در این پژوهش منظور از استرس نمره¬ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه اضطراب بِک کسب کرده¬اند.
اعتیاد: در این پژوهش منظور از اعتیاد، کلیه افرادی است که حداقل یکی از مواد مخدر را استفاده کرده اند و هم اکنون در مراکز نگهداری با داروهای آگونیست و نگهدارنده تحت درمان هستند. 

فصل دوم:
پیشینه پژوهش

در این فصل تاریخچه‏ای از متغیرها مطرح شده و رویکردهای مرتبط با متغیر پژوهش مورد بررسی قرار گرفته و همچنین مروری بر شواهد تجربی پژوهش در داخل و خارج ایران انجام گرفته شد.
2-1 مهارتهای زندگی
اصطلاح مهارت در معانی مختلفی به کار رفته است. وقتی گفته می¬شود کسی مهارت انجام کاری را دارد مثلأ مهارت تایپ کردن، این بدین معنی است که او با آموزش و تمرین می¬تواند به راحتی و به نحو احسن مطالب را تایپ نماید. او کاربرد تمام کلیدهای ماشین تایپ را می¬داند و به طرز صحیح از انگشتان خود استفاده می¬کند، او می¬تواند بدون کمک کردن به کلیدهای ماشین تایپ، با سرعت مطالب را تایپ نماید. ممکن است هر کسی بتواند از یک دستگاه ماشین تایپ استفاده کند و مطالبی را تایپ نماید. اگر مهارت تایپ کردن را نداشته باشد، برای پیدا کردن کلیدها باید کمی وقت صرف کرده تا حروف را پیدا کند و یا ممکن است فقط با یک انگشت جملات را تایپ کند. یعنی، حتی در صورت نداشتن مهارت لازم، می¬تواند مطالب را تایپ کند اما فرق بین کسی که مهارت تایپ کردن ندارد با کسی که این مهارت را دارد این است که او مطالب را در حداقل زمان با کمترین غلط تایپ می¬کند ولی فرد عامی با حداکثر زمان و بیشترین غلط تایپ می¬کند. داشتن مهارت در تمام زمینه ها مطرح است به عنوان مثال نجاری، رانندگی، آشپزی، نقاشی، مطالعه کردن و زمینه¬های دیگر، درحقیقت مهارت یعنی داشتن توانایی¬های لازم برای انجام صحیبح یک کار. در برنامه آموزش مهارتهای زندگی، مهارت یعنی: توانایی ایجاد روابط بین فردی مناسب و موثر، انجام مسئولیت¬های اجتماعی، انجام تصمیم گیری¬های صحیح، حل تعارض¬ها و کشمکش¬ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می¬زنند. به معنی دیگر مهارتهای زندگی، مهارت شخصی و اجتماعی است که هر فردی باید آنها را یاد بگیرد تا بتواند در مورد خود، انسان¬های دیگر و کل اجتماع به طور موثر، شایسته و مطمئن عمل نماید (سازمان بهزیستی کشور، دفتر پیشگیری از آسیب های اجتماعی معاونت امور فرهنگی وپیشگیری،1386).

2-1-1 تعریف مهارتهای زندگی
در پیشینه مربوط به بیست سال گذشته اصطلاحاتی به کار رفته و تعریف شده است که امروزه تحت عنوان مهارتهای زندگی مطرح می شود.برای مهارتهای زندگی تعاریف متعددی ارائه شده است که از آن جمله عبارتند از: مهارتهای زندگی، آن مهارت ها یا تکالیفی هستند که با عملکرد مستقلانه و موفقیت آمیز یک فرد در زندگی بزرگسالی ارتباط پیدا می¬کند و کارآیی فرد را در اکثر فعالیت¬ها افزایش می¬دهد(کلارک،1996؛ به نقل از طارمیان، 1378).
2-1-2 تاریخچه مهارت های زندگی
آموزش مهارتهای زندگی در سال و با اقدامات دکتر گیلبرت بوتوین (1979) آغاز گردید. وی در این سال یک مجموعه آموزش مهارتهای زندگی برای دانش¬آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین نمود که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه گردید. این برنامه ی آموزشی به نوجوانان یاد می¬داد که چگونه با استفاده از مهارت¬های رفتار جرأت¬مندانه، تصمیم¬گیری و تفکر نقاد در مقابل سوء مصرف مواد از سوی همسالان مقاومت کنند. هدف بوتوین طراحی یک برنامه¬ی واحد پیشگیری اولیه بود و مطالعات بعدی نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی تنها در صورتی به نتایج مورد نظر ختم می¬شود که همه¬ی مهارت¬ها به فرد آموخته شود. پژوهش¬ها حاکی از آن بودند که این برنامه در پیشگیری اولیه¬ی چندین نوع مواد مخدر از جمله سیگار موفق بوده است (بوتوین، 2002). به دنبال این اقدام مقدماتی، از سال 1993 به بعد سازمان جهانی بهداشت با هماهنگی یونیسف (1994)، برنامه¬ی آموزش مهارت¬های زندگی را به عنوان یک طرح جامع پیشگیری اولیه و ارتقای سطح بهداشت روانی کودکان و نوجوانان معرفی نمود. این برنامه در کشورهای مختلف دنیا تجربه شده و گزارش¬های امیدبخشی از کارایی این برنامه منتشر گردید.(هو، 1994؛ 2004)
2-1-3 اهمیت مهارت های زندگی
پژوهش¬های متعدد نشان داده¬اند که خودآگاهی، عزت نفس و اعتماد به نفس شاخص¬های اساسی توانمندی¬ها و ضعف¬های هر انسان است. این سه ویژگی فرد را قادر می¬سازد که فرصت¬های زندگی¬اش را مغتنم شمرده برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد به خانواده و جامعه¬اش بیاندیشد و نگران مشکلاتی که در اطرافش وجود دارد باشد و به چاره اندیشی بپردازد. مهارت¬های زندگی به عنوان واسطه¬های ارتقای سه ویژگی فوق الذکر در آدم¬ها می¬توانند فرد و جامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند(قاسم زاده، 1383).
2-1-4 مهارتهای اصلی زندگی
کارشناسان مهارتهای زندگی را در چندین سطح دسته بندی می کنند:
سطح اول: مهارتهای پایه ای و اساسی روان شناختی و اجتماعی هستند این مهارتها به شدت متاثر از فرهنگ و ارزشهای اجتماعی هستند نظیر خودآگاهی و همدلی.
سطح دوم: مهارتهایی هستند که تنها در شرایط خاص مورد استفاده قرار می¬گیرند نظیر مذاکره، رفتار جرات¬مندانه و حل تعارض.
سطح سوم: مهارتهای زندگی کاربردی هستند نظیر امتناع از سوء مصرف مواد (دلبری، 1383).
این مهارتها عبارتند از:
1- مهارت تصمیم¬گیری: در این مهارت افراد می¬آموزند که تصمیم¬گیری چیست و چه اهمیتی دارد آنها همچنین با انواع تصمیم¬گیری آشنا شده مراحل تصمیم¬گیری را گام به گام تمرین می¬کنند. دانشجویان همچنین با رابطه موجود میان تصمیم¬گیری و سایر مهارتهای زندگی از یک سو و رابطه تصمیم¬گیری با پیشگیری اولیه در بهداشت روانی از سوی دیگر آشنا می-شوند.
2- مهارت حل مسئله: این مهارت عبارت از تعریف دقیق مشکلی که فرد با آن روبرو است شناسایی و بررسی راه¬حل¬های موجود و برگزیدن و اجرای راه¬حل مناسب و ارزیابی حل مسئله بطوری که فرد دچار دغدغه و اضطراب نشود و از راههای غیر سالم برای حل مشکلات خویش استفاده نکند.
3- مهارت تفکر خلاق: توانایی تفکر خلاق یک مهارت سازنده و پایه برای نیل به سایر مهارت-های مرتبط با اندیشیدن است. در این مهارت افراد فرا می¬گیرند که به شیوه¬های متفاوت بیاندیشند و از تجربه¬های متعارف و معمولی خویش فراتر رفته راه¬حل¬هایی را خلق نمایند که خاص و ویژه خودشان است.
4- مهارت تفکر نقاد: این مهارت عبارتست از توانایی تحلیل عینی اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصی و شناسایی آثار نفوذی ارزش های اجتماعی، همسانان و رسانه¬های گروهی بر رفتار فردی.
5- توانایی برقراری ارتباط موثر: این مهارت به معنای ابراز احساسات، نیازها و نقطه نظرهای فردی به صورت کلاسی وغیرکلاسی است.
6- مهارت ایجاد و