ساختارهای شناختی

 
 
 
شکل 2-12 مدل قابلیت جذب دانش لین و همکاران
 منبع : لین و همکاران (2006)
2-11-5 مدل قابلیت جذب دانش تودوروا و داریسین
تودوروا و داریسین (2007) مدلی که توسط زهرا و جرج(2002) در زمینه قابلیت جذب دانش تدوین شده بود را مورد انتقاد قرار دادند . آنان معتقد بودند که زهرا و جرج ، مدل ارزشمند کوهن و لونیتال(1990) را به طور کامل درک نکرده اند . دلیل آنان برای این ادعا این بود که شناسایی دانش خارجی یک فرآیند مهم است که باید قبل از فرآیند کسب قرار گیرد . زیرا فرایند کسب دانش از منابع خارجی بسیار وابسته به توانایی سازمان برای شناسایی دارایی های ارزشمند خارجی است . در صورتی که زهرا و جرج در مدل خود به فرآیند شناسایی ارزش خارجی توجه کافی نداشته اند . تودوروا و داریسین پیشنهاد کردند که در مدل زهرا و جرج فرآیند شناسایی ارزش خارجی باید مرحله قبل از فرآیند کسب ، درونی سازی ، تبدیل و کاربرد دانش باشد . انتقاد دیگر آنان به مدل زهرا و جرج این بود که ارتباط بین فرآیند درونی سازی و فرآیند تبدیل به طور کافی تبیین نشده است . آنان معتقد بودند که فرآیند تبدیل نباید فرآیند بعد از فرآیند درونی سازی در نظر گرفته باشد . بلکه فرآیند تبدیل باید یک فرآیند متناوب برای درونی سازی باشد .
براساس تئوری های یادگیری ، زمانی که دانش نیازی به تغییر ساختارهای شناختی موجود نداشته باشد ، در این صورت دانش درونی سازی شده است ولی هنگامی که دانش جدید با ساختارهای شناختی جدید تناسب نداشته باشد با آن را تغییر داد تا درونی سازی شود . بنابراین می توان گفت که فرآیند تبدیل یک فرآیند متناوب برای درونی سازی دانش می باشد . این فرآیند به سازمان ها اجازه می دهد تا دانش خارجی را با دانش داخلی خود ترکیب کنند . براساس انتقادات وارد شده به مدل زهرا و جرج ، آنان مدلی را برای قابلیت جذب دانش ارائه داده اند . در مدل آنان فرآیند شناسایی ارزش قبل از فرایند کسب صورت می گیرد . هم چنین فرآیند تبدیل دانش بعد از فرآیند درونی سازی دانش صورت نمی گیرد بلکه فرآیند تبدیل دانش یک فرآیند متناوب برای درونی سازی دانش در نظر گرفته شده است(تودوروا و داریسین ،2007 ) . شکل 2-13 مدل ارائه شده توسط تودوروا و داریسین(2007) را ارائه می دهد .

Author: 99

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *